گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

رضا فانی یزدی


مجموعه یادداشتها،خاطرات و نوشته های سالهای اخیر


Sunday, July 27, 2014

کردستان و بازی خطر ناک منطقه ای

بلند پروازی های ماجراجویانه آقای بارزانی

آقای بارزانی مدتی است که هوس رهبری کل کردهای منطقه به سرش زده و می خواهد در بازی ها بزرگتر شرکت کند و خود را در مقام ریاست کردها در تمام مناطق کردنشین تصور می کند، این تصور بلند پروازانه نه به معنا ی نفهمیدن و یا نادانی ایشان از وضعیت منطقه است. ایشان هم به مانند بسیاری از رهبران سیاسی دیگر در دنیای سیاست از زیاده خواهی ، فرست طلبی ، بلند پروازی به اندازه کافی بهره برده و انگیزه بلند پروازانه ایشان برای استقلال کردستان به عنوان یک کشور جدید در این منطقه شاید تا حدودی محصول قماری است که در نتیجه حمایت کشورقدرتمندی چون اسراییل از ایشان نشات می گیرد.

ادامه مطلب


Wednesday, July 23, 2014

مام جلال خوش آمدی

به مام جلال همه ما

امروز که به کردستان و پیشرفت هایش در یکی دو دهه گذشته نگاه می کنم، می فهمم که درایت رهبران کرد عراقی که فدرالیسم را برگزیدند و به آن پایبند ماندند و سرنوشت مردم کرد را نه به اهداف بلند پروازنه خود که به پیشرفت و صلح در سایه همکاری برادرانه گره زدند چه کار شگرفی بود و امیدورام که ادمه این انتخاب بتواند الگویی باشد برای همه منطقه پرتنشی که امروز همه ما در ان روز و شب را سپری می کنیم.

ادامه مطلب


Thursday, December 12, 2013

به یاد چشم پزشک شهر ما

زنده یاد دکتر رحیم ستاری

چند دقیقه ای در همان محوطه قدم زدم. هر کسی در گوشه ای قدم می زد. دکتر ستاری تقریبا در وسط هواخوری روی یک سکوی سنگی نشسته بود. پاهایش هنوز باند پیچی بود و خسته و فرسوده به نظر می رسید. حالت آدمی را داشت که به او خیانت شده باشد، چشمانش بر خلاف بقیه ما کمتر به دور و بر می پرید و بیشتر به زمین زیر پایش زل زده بود و بنا گوش ها و کناره های صورت و غبغبش بیشتر از گذشته حالت آویزان داشت. به طرف او رفتم

ادامه مطلب


Monday, November 18, 2013

سیاست موفق؛ تنش زدایی در داخل و خارج

نسبت سیاست داخلی و خارجی روحانی

تصور من اما این است که تا حدود زیادی اولا این سیاست‌ها مستقل از هم می‌توانند عمل کنند. یعنی ما می‌توانیم ببینیم دولت آقای روحانی در سیاست خارجی کاملا پیش برود و سیاست تنش‌زدایی را در رابطه با مذاکرات هسته‌ای پیش برده و تقابلی که بین ایران و امریکا و کشورهای غربی به طور نسبی وجود دارد را تا اندازه ای تقلیل داده اما در زمینه داخلی کاری جدی انجام ندهد

ادامه مطلب


Sunday, October 20, 2013

جام زهر در انتظار اپوزیسیون خارج نشین

پیامدهای رابطه با امریکا

به نظر می رسد که بازنده اصلی این مذاکرات، اپوزیسیون ایرانی وابسته به غرب است که همه فعالیت و موجودیتش را به تنش موجود میان ایران و امریکا گره زده و ادامه حیاتش در ادامه تحریم های بیشتر برعلیه ایران، تنش بیشتر میان حکومت جمهوری اسلامی ایران با دنیای خارج و احتمال وقوع جنگ است.

ادامه مطلب


Thursday, September 12, 2013

قطار مرگ ما را جا گذاشته بود

امسال ۲۵ سال از آن روزهای مرگبار گذشت

چند ماهی باز در همین ایستگاه مرگ در انتظار به سر بردیم. اوائل بهمن ماه بود، ما را به اطلاعات سپاه بردند، همان جایی که همه بچه ها را به دار کشیده بودند. بازجوها همه اش از اعدام حرف می زدند و از ما می خواستند که تنفر نامه بدهیم. کسی نمی دانست چه در کمین ما نشسته بود.

گویا قطار مرگ مدتی بود که متوقف شده و آخرین بار که از وکیل آباد گذشته بود بیشتر از صد نفر از بچه های مجاهدین را با خودش برده بود. ما در این ایستگاه لعنتی اما هنوز در انتظار نشسته بودیم.

ادامه مطلب


Wednesday, August 28, 2013

فاجعه ای در شرف وقوع است

حملات شیمیایی کار کیست و با چه انگیزه ای

آیا غیر از این است که رژیم اسد یک حکومت دیکتاتوری است که قرار است برکنار شود و به جای آن یک نظام نسبتا دمکراتیک جایگزینش گردد؟ اگر هدف این است، آیا جنایتکاران القاعده ای و سلفی هایی که امروز به بدترین اشکال خشونت متوسل شده اند می توانند جایگزین مناسبی برای اسد باشند. آیا آنها که امروز سینه مخالفین خود را دریده و قلب آنها را در مقابل دوربین های تلویزیونی می خورند، قرار است دمکراسی و حقوق بشر را برای مردم در سوریه و منطقه به ارمغان آورند؟
زهی خیال باطل!
به نظر می رسد که پس از فروپاشی حکومت در سوریه که بسیار بغرنج و پرهزینه خواهد بود، آنچه باقی می ماند نه استقرار یک حکومت نسبتا دمکراتیک و نه حتی بازگشت دیکتاتوری دیگر چون اسد، که یک کآنون آتش و خون خواهد بود که برای سالهای طولانی موجبات قتل و خشونت در تمام منطقه بوده و در بهترین حالت به شکل گیری مناطق تحت نفوذ مبدل شده که در هر گوشه ای از این مملکت گروهی جنگ جوی حرفه ای به زور اسلحه و سرکوب و قتل و غارت مردم کنترل گوشه ای از این سرزمین را در اختیار خود می گیرند.

ادامه مطلب


Thursday, August 15, 2013

انتخاب پورمحمدی: تبرئه یک جنایتکار حرفه ای

جنایتکاری که به جای محاکمه وزیر می شود

دلم بد جوری گرفته شد . حال و هوایم عوض شده بود. آن روزهای مرگبار و نفرین شده باز سراغم آمده بودند و تک تک چهره های بچه ها جلوی چشمانم در رفت و آمد بودند.

در فیس بوک نوشتم که: "غم عالم به دلم سنگینی می کند وقتی جنایتکارانی چون پورمحمدی را در این مقام ها باز می بینم. انگار که به عمد به قربانیان آن سالها و مردم رنج کشیده ما دهن کجی می کنند." و مقاله ای را آنجا گذاشتم * با این توضیح که "این مطلب را تقریبا ٨ سال پیش نوشتم وقتی که احمدی نژاد اولین کابینه خود را معرفی کرد. متاسفم که باز بار دیگر همین را در مورد کابینه آقای روحانی بگویم. تنها تفاوتش این است که در آن دوره ایشان قرار بود در مصدر وزارت کشور باشد و اینبار او قرار است در مصدر وزارت دادگستری بنشیند. بدبخت مردم ما که جنایتکارانی چون پورمحمدی قرار است پناهگاه داد و دادگستری شان باشد."

ادامه مطلب


Wednesday, July 17, 2013

باغبان مخملباف

نشانه ای از تحولی بنیادی در وجدان نسل ما

شاید به جرات بتوان گفت که این تنها گروهی از آخوندها و یا انجمن های مذهبی چون حجتیه نبودند که با تحریک احساسات دینی مردم مسلمان شیعه آنها را بر علیه هموطنان بهایی تحریک کرده و به جان آنها می انداختند. تحلیل های به اصطلاح روشنفکرانه و تاریخی و استناد به اسناد جعلی و ساختگی و تاریخ سازی های قلابی نیز به شکل دیگری احساسات را تحریک می کرد و به منطق سرکوب کمک می کرد و خشونت وحشاینه و قتل عام و اذیت و آزار بهایی ها را در زرورق مبارزات ضداستعماری، ضد امپریالیستی و ضدصهیونیستی پیچیده و در کنار تحریکات مذهبی توجیه پذیر می کرد

ادامه مطلب


Monday, May 06, 2013

انتخابات یعنی رای مردم، نه موافقت رهبری

فرصتی که نباید از دست برود

شرکت خود را مشروط به توافق رهبری نکنید. بگذارید رهبری در انتخابات با رای خود توافق و یا مخالفت خود را با شما اعلان کند. به قول خود ایشان، رهبری هم یک رای بیشتر ندارد. برای ایشان بیشتر از یک رای تعبیه نکنید و خود را از حالا در نقش تدارکاتچی و کارگزار بیت قرار ندهید.
موافقت رهبر را به جای رای مردم نگذارید. این رسم زشت را شما باب نکنید.

ادامه مطلب


Sunday, April 21, 2013

خاتمی باید بیاید

خاتمی تنها امید شکل گیری یک اجماع ملی است

اگر خاتمی نیاید ، هیچ کدام از اصلاح طلبان باقی مانده امکان هماوردی با رقبای دیگر را نخواهند داشت، چرا؟
اگر خاتمی نیاید ، اصلاح طلبان هیچ چاره ای ندارند که از درون مجموعه نیروهای پیرامونی خود یا به چپ و رادیکال های خود پناه بیاورند و یا به سمت راست و جریان محافظه کار خود رو کنند ، چرا که در میانه هیچ شخصیتی که هموزن و همتراز خاتمی باشد دیگر وجود ندارد.
به چپ نمی توانند زیاد رو کنند چرا که اکثرشخصیت های شناخته شده چپ آنها رد صلاحیت خواهند شد. از چپ میانه آنها گرفته مثل آقای عبدالله نوری و یا آیت الله موسوی خویینی که آنها را مسلما رد صلاحیت می کنند، و یا موسوی لاری و یا محتشمی پور هم آنقدر محبوبیت ندارند و احتمال رد صلاحیت آنها هم بسیار زیاد است. چپ رادیکال آنها هم افرادی مثل هاشم آقاجری و یا شیرزاد هستند که محال ممکن است که رد صلاحیت نشوند تازه رد صلاحیت هم که نشوند به خاطر موا ضع رادیکالشان حتی در میان خود جریان اصلاح طلبی هم از یک پایگاه جدی بر خوردار نیستند پس سمت چپ کلا جواب نمی دهد . اما سمت راست اکثرا خوش نام نیستند و بیشتر از موافق ، مخالف دارند و رقبا براحتی می توانند آنها را در کارزار انتخاباتی از پا در آورند

ادامه مطلب


Saturday, April 13, 2013

بهترین گزینه در انتخابات

چرا خاتمی و اصلاح طلبی

ما باید با شرکت در انتخابات به دنبال دومی باشیم، به دنبال انتخاب کسی باشیم که توانایی تغییر در جهت وضعیت نا به سامان کنونی را داشته و به تجربه نشان داده است که با درایت و هشیاری از ایجاد تنش و تشنج در جامعه پرهیز نموده و روش مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه را هرگز فدای هیچ چیز دیگری نمی کند.
ما در وضعیتی نیستیم که با داد و بیداد و طرح شعار های پوپولیستی و تند، به تنش های موجود بیشتر دامن زده و به فرو پاشی و در هم ریزی شیرازه پیوندهای اجتماعی و ملی در کشور کمک کنیم.
ما در موقیعت تاریخی خاصی قرار گرفته ایم. جامعه ما و کشور ما و همه اقشار و طبقات اجتماعی در این کشور یا با هم برنده خواهند شد و یا با هم همه چیز را از دست خواهیم داد.
روش اصلاحات، پروژه های اصلاح طلبانه و انتخاب شخصیت های اصلاح طلب در مسولیت های اصلی کشور، بیشتر شاید تضمین کننده آینده برد-برد برای جامعه ما باشد و این همان وضیعتی است که همه اقشار و طبقات اجتماعی در کشور ما برنده آن بوده و آینده خواهند داشت.

ادامه مطلب


Saturday, April 13, 2013

صحبتی کوتاه در مورد انتخابات ریاست جمهوری در ایران

ویژگی های این دوره از انتخابات در ایران

چرا انتخابات این د وره اهمیت دارد
تغییر در بلوک های قدرت
سه بلوک قدرت کنونی کدام هستند و هر کدام چه می خواهند
نیاز رهبری به شرکت مردم و مشکل اساسی او در این دوره

ادامه مطلب


Monday, April 01, 2013

خنده های او همیشه در بند شنیده می شد

به یاد محمود توکلی

محمود آقای توکلی ما از جنس دیگری بود. او هیچ درودیواری را نمی دید و برای خودش هیچ محدودیتی قائل نبود. بدون در زدن و بدون اجازه گرفتن وارد این بندهای کوچک خود ساخته می شد و با صدای قاه قاه بلند خنده هایش که همیشه در فضای بند به گوش می رسید، دیوارها را پس می زد و نه تنها فضای محدود و بسته ی آنجا را در هم می شکست که ترنم و عطر آن ور دیوارهای بلند زندان بزرگ وکیل آباد را نیز به درون بند ۴ و زندانک های خودساخته ما می آورد. محمود توکلی همیشه می خندید، بلند بلند، قاه قاه. گویا صدای بلند خنده های او سکوت مرگباری را که مسئولین بند با هزار حیله و نیرنگ، با صدور حکم های اعدام، با پخش آیه های قرآن از بلندگوهای بند، و با ضجه های هزاران زندانی در دعاهای ندبه و کمیل، سعی داشتند ایجاد کنند به هم می زند. بارها و بارها از طریق تواب ها و مسئولین بند به او تذکر داده بودند که صدای خنده هایش آزاردهنده است، به اعتراض می ماند، و نباید ادامه یابد.

آقای توکلی اما تا آخرین روزی که در زندان بود، خنده از لبش نیفتاد و بلندتر از همیشه صدایش در اتاقش و راهروهای بند شنیده می شد.

ادامه مطلب


Sunday, February 17, 2013

درباره “ جاهل ها ولات ها، روحانیون و سلاطین “

نقدی بر نوشته مسعود نقره کار

در شگفت ام که نقره کار از ۵۰ سال مبارزه مردم ایران در دوران پهلوی ها، نه از ارانی ها یادش مانده است و نه از نسل روزبه ها و سیامک ها و نه از دکتر مصدق و دکتر حسین فاطمی ها چیزی به خاطردارد و نه از مبارزات جبهه ملی ایران و سازمانهای عضو این جبهه و نه از بازرگان ها و طالقانی ها و سحابی ها و نه از جزنی ها و احمدزاده ها وسعید محسن ها و رضایی ها و بدیع زادگان ها. انگار ایشان هیچ خاطرهای از سازمان چریکهای فدایی خلق و مجاهدین خلق و حزب توده و یا سوسیالیست های مسلمان و جنبش انقلابی مردم ایران ندارد. انگار که اصلا جبهه ملی اول و دوم را نمی شناسد و از مبارزات دانشجویی در داخل و خارج داستانی هم نشنیده است. از گلسرخی و دانشیان هم یادش نیست و از مبارزات عشایر ساکن ایران بی خبر است و از آنچه در این ۵۰ ساله بر خلق ها و اقوام مختلف ایرانی رفته است کسی برایش خاطره ای نگفته است و یا که چیزی درخاطرش نمانده است. از نام و نشان روحانیونی چون طالقانی و منتظری و لاهوتی و سعیدی و هاشمی و خامنه ای و کروبی هیچ نشنیده است و مسلمانان مبارزی چون بهزاد نبوی و قدیانی و عرب سرخی و موسوی و رجایی و باهنر و ده ها مبارز دیگر را انگار اصلا نمی شناسد و در مقابل این همه نام و نشان از مبارزین و مجاهدین ایران زمین فقط اسم یک مشت جاهل و لات چون " طیب و ناصر جیگرکی و رمضون یخی و اصغردادو ، ناصر کاسه بشقابی، اصغر ننه لیلا، حسین وحدت، حبیب دولابی" یادش مانده است و نیم قرن مبارزه مردم ایران را با حکومت پهلوی به دعوای میان مشتی از "جاهل ها و لات ها" فرو می کاهد.

ادامه مطلب

Page 2 of 18 pages  <  1 2 3 4 >  Last »
من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

سوسیالیسم رویایی من ، دفتر اول در کوران مبارزه انقلابی
سوسیالیسم رویایی من ، دفتر دوم دستگیری و بازجویی
سه دهه جدال بی فرجام