گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

رضا فانی یزدی


مجموعه یادداشتها،خاطرات و نوشته های سالهای اخیر


Wednesday, September 24, 2003

با پذيرش پروتکل الحاقي به نگراني ملي پايان دهيد

تکنولوژي هسته اي و استفاده صلح آميز از آن عرصه اي است همچون ساير عرصه هاي علمي که نمي توان و نبايد هيچ ممنوعيتي را در آن بر هيچ ملتي پذيرفت و اعمال نمود. پذيرش اينکه ملتي صلاحيت استفاده از فناوري در عرصه معيني از علم را به منظور استفاده صلح آميز ندارد، پذيرش تبعيض ملي و نژادي است که مي تواند در ساير حيطه هاي علمي نيز در آينده تعميم يابد.

ولي آنچه امروز در مقابل ماست، پذيرش و امضاي الحاقيه پروتکلي است که با پذيرش آن و تفسير صحيح از اجراي آن مغايرتي با حقوق ملي شناخته شده مردم ما ندارد و زمينه لازم را براي همکاري هاي آينده در عرصه فناوري هسته اي با کشورهاي اروپايي و ساير دول علاقمند در اين زمينه جهت استفاده صلح آميز فراهم مي نمايد.

مسئولين جمهوري اسلامي و بخصوص نمايندگان مجلس ايران بايد بدون تعلل در پذيرش اين الحاقيه اقدام نموده و با درک از عواقب ناگوار عدم پذيرش و امضاي پروتکل الحاقي، آرامش ملي و امنيت خاطر را براي تمامي مردم ايران و دوستداران صلح در جهان و طرفداران نابودي تمامي سلاح هاي هسته اي در جهان امروز فراهم آورند.

ادامه مطلب


Monday, September 15, 2003

اما واقعا چرا اينها دست به اين جنايت زدند؟

اواخر شهريور ماه پانزده سال پيش در همين روزها اکثريت ما زندانيان باقي مانده در زندان هاي کشور از ماجراي اعدام هاي دسته جمعي خبر دار بوده و خود در انتظار مرگ در قرنطينه ها و يا بندهاي ماتم زده و غم فروخورده خالي از ياران سالهاي گذشته با سايه مرگ بر سر گذران مي کرديم.

فاجعه اعدام هاي سال 67 نه تنها از نکبت بارترين فجايع در تاريخ معاصر ايران، که در نوع خود در تاريخ معاصر جهان نيز کم نظير بوده است. تنها مشابه آن را مي توان در آخرين ماههاي جنگ جهاني دوم و انتقال يهوديان از سراسر اروپا و گسيل آنها به اطاق هاي گاز در آشويتس بخاطر آورد. انتقام وحشيانه اي که در آخرين روزهاي فاشيسم گروهي بي گناه تاوان آن را با جان خود پس از سالها و ماهها اسارت مي بايد مي پرداختند.

داستان ما نيز در ايران شباهت عجيبي به اين ننگ تاريخي داشت.

آخرين روزهاي جنگ هشت ساله ايران و عراق بود. همه مي دانستند که جنگ به زودي تمام خواهد شد. از داخل و خارج حداکثر فشار بر رهبري جمهوري اسلامي براي پذيرش قطعنامه 598 وارد مي آمد. آمريکا نيز با سرنگوني ايرباس جمهوري اسلامي به رهبري نظام اولتيماتوم مي داد. از درون جريان آيت الله منتظري حداکثر فشار را براي پايان دادن به جنگ با سخنراني ها و پيام هاي دروني و بيروني شدت بخشيده بود. جامعه خسته و ناتوان از ادامه جنگ، جوانان فراري در خارج و مخفي در درون براي فرار از اعزام به جبهه ها، سرداران نظامي خسته و مايوس و نااميد از فتح کربلا و عزيمت براي رهايي قدس و رهبر پير، فرتوت، مريض و در انتظار مرگ.

ادامه مطلب


Thursday, September 11, 2003

تحريم انتخابات: هديه اي به اقتدارگرايان

* طرح شعار تحريم انتخابات گرچه با ظاهري چپ نمايانه و مبارزه جويانه با عناصر اقتدارگرا مطرح مي گردد، اما در واقع تسليم شدن و پذيرفتن برتري کامل نيروهاي اقتدارگرا در عرصه قدرت سياسي و هديه کردن تمامي قدرت سياسي به آنهاست.

* جامعه ما امروز بيشتر از هميشه محتاج راه حل هاي مشخص و عملي است. شعارهاي عوام پسند کلي، قهر اجتماعي و سياسي و گوشه گيري و تسليم قدرت، و يا پناه به امدادهاي غيبي فرا مرزي ما را بيشتر فلج کرده و به نفع اقتدارگرايان حاکم تمام خواهد شد.

ادامه مطلب


Monday, September 01, 2003

افشاء و انزواي قوه قضائيه

جنايت اخير (قتل خانم زهراکاظمي) و شرکت مستقيم قاضي مرتضوي در اين قتل و رسوايي شاهرودي در سرپوش گذاشتن براين جنايت، ومحکوميت اين جنايت و عوامل مستقيم و غير مستقيم دست اندرکار اين قتل، شرايطي را فراهم نموده است که اگر به درستي با آن برخورد گردد و با حداکثر هشياري سياسي و آگاهي و درايت دنبال گردد، مي تواند نه تنها قوه قضائيه را که پايگاه اصلي و بازوي سرکوب اقتدارگرايان است به بي آبرويي و نهايتا عقب نشيني وادارنمايد که کل جريان اقتدارگرا را در يک مرحله به عقب نشيني مرگ آوري وادارنمايد.

ادامه مطلب


Friday, August 22, 2003

ضرورت گذار جامعه ما به دمکراسي

همزيستي نيروهاي گوناگون سياسي
در گذشته کشور ما تقريبا هر جرياني در دوره اي خود را نماينده تمامي خلق يا مردم دانسته و ساير بخش هاي اجتماع را به نوعي در مقابله و تضاد اجتماعي با خود قرار داده و خواهان حذف فيزيکي آنها عليرغم پايه هاي اجتماعي شان، به عنوان يک جريان اجتماعي-اقتصادي گرديده بود. جامعه عمدتا به زحمتکشان و دشمنان آنها، مستضعفين و مستکبرين، طبقه کارگر و سرمايه دار، مسلمانان و کفار، وطن پرست و اجنبي، و تقسيم بندي هاي مشابه، تقسيم بندي مي شد و هر بخشي آزادي و بقاء اجتماعي-اقتصادي خود را در گرو انهدام اجتماعي نيروي متضاد خود مي يافت.

در اين گونه تقسيم بندي هاي اجتماعي، دمکراسي هيچگاه نمي توانست که مسئله محوري جامعه باشد. آنچه به نام دمکراسي موعظه مي شد، صرفا تلاشي بود براي تامين آزادي بيشتر براي گروه هاي سرکوب شده و خارج از حاکميت به منظور دست يابي به قدرت و سپس سرکوب حريف.

مفاهيمي چون ديکتاتوري پرولتاريايي، دمکراسي تمام خلقي، حاکميت بلامنازعه شيعي يا حکومت هاي موروثي سلطنت مطلقه ولايي و غير ولايي، بيشتر توجيهي بود براي اعمال ديکتاتوري اکثريت جامعه، يا بخشي که خود را اکثريت جامعه قلمداد مي کرد، بر اقليت جامعه که گاه اين اقليت در واقع اکثريت مطلق جامعه بود. بحث از حقوق فردي و احترام به حقوق افراد و از اين قبيل هميشه در بحث هاي چون تقدم حقوق اجتماعي بر فرد، تقدم جامعه بر فرد و تقدم حقوق دمکراتيک بر آزادي هاي دمکراتيک قرباني شده و به حاشيه رفته و ناديده انگاشته مي شد.

ادامه مطلب


Thursday, July 31, 2003

سايه سنگين روزهاي مرگ

از آن روزها سالها گذشته است، اما غمي بر دلم سنگيني مي کند که بي نهايت است. همان روزها بود که گريستن خاموش را ياد گرفتم. نه آنچنان که دژخيمان را خوش آيد، ولي دردرون گريستم. هنوز هم مي گريم. مي گريم براي آنهايي که اگر اعدام نمي شدند چه بسا امروز مثل من زنده بودند، بچه داشتند، کار مي کردند و براي رهايي عبدي و گنجي و مومني و رضوي فقيه و سازگارا و بقيه از بند اسارت مي نوشتند و امضاء جمع مي کردند. آنها بيشترشون جوان بودند، درست مثل همه جوانهاي امروز ايران که عاشق دمکراسي و آزادي يند، آنها درست مثل همه جوان هاي ديگه دنيا بودند، با همه همان آرزوها و تمناهاي جواني، و چه جوان هاي خوبي.

خيلي وقت ها با آنها حرف مي زنم، ما هنوز با هم هستيم، هر روز و هر لحظه، آنها هنوز آرزوي آزادي رو دارند، گرچه نيستند، ولي هنوز زنده اند، نه در من و شما که در قلب دژخيمانشان زنده اند. تعجب مي کنم که کسي زيبايي جواني آنها را نبيند و آنها را مرده پندارد، آنها هنوز با مايند، در کنار ما، در کنارجوان هاي امروز ايران، با همان آروزها.

ادامه مطلب


Wednesday, July 30, 2003

انتقال قدرت و خشونت زدايي از روابط اجتماعي

تصور اينکه با حاکميت يکدست اقتدارگرايان، قدرت را به شکل مسالمت آميز بتوان به آلترناتيو آينده منتقل نمود، تصوري کودکانه و خارج از درک شرايط و اوضاع ايران است. نيروهاي معتقد به دمکراسي و آنهايي که به راستي طرفدار خشونت زدايي از روابط اجتماعي در جامعه ايران هستند، بايد به طور جدي به اشکال انتقال قدرت بيانديشند. اشکال مسالمت آميز انتقال قدرت، زمينه خشونت زدايي و آشتي ملي در آينده جامعه را فراهم مي نمايد در حاليکه اشکال خشن و مقابله براي انتقال به شدت خشونت در آينده جامعه ايران افزوده و فضاي مسموم انتقام و سرکوب را دامن خواهد زد. از چنان فضايي دمکراسي را نمي توان انتظار داشت. در زميني که تخم کينه و خشونت و عداوت و انتقام کاشته شود، نمي توان دمکراسي و آزادي و حقوق بشر به بار آورد

ادامه مطلب


Friday, July 18, 2003

درباره مسئله استعفاي آقاي خاتمي و پيامدهاي آن

اينکه آقاي خاتمي، و نه تنها ايشان، که تمامي طيف اصلاح طلبان حکومتي قادر نبوده اند به آنچه وعده داده اند وفا نمايند، اينکه سکوت آقاي خاتمي به عنوان رئيس قوه مجريه در رابطه با جريانات اخير کشور عصبانيت جامعه را صد چندان کرده است، اينکه جريان محافظه کار اقتدارگرا به شدت سرکوب افزوده و هجوم نهايي و سازمان يافته خويش را به تمامي گرايشات اصلاح طلب درون و بيرون از حاکميت شدت بخشيده است، نبايد ما را از تحليل درست آنچه در جريان است باز دارد.
پس از استعفاء خاتمي چه اتفاقي خواهد افتاد و طرفداران استعفاء چه برنامه اي را براي مراحل بعدي ارائه مي کنند؟
با مسئوليت و صداقت و به دور از فرصت طلبي معصومانه با خود خلوت کنيم، به نيروهاي پراکنده اجتماعي نظر اندازيم و به دور از هياهوي تبليغاتي و طرح شعارهاي کلي و عامه پسند و عصبانيت از آنچه که نشده است، به پس از استعفا بينديشيم.

ادامه مطلب


Monday, July 14, 2003

تحليلي از حوادث کوي دانشگاه: درس ها و تجربه ها

رهبري جنبش دانشجويي به حق در ارتباط با حوادث مورد بحث موضع گيري بسيار صبورانه و قابل تاملي از خود نشان داد. براي رهبران جوان جنبش، بسيار دردناک و دشوار است که شاهد سرکوب دوستان و رفقاي خود توسط مشتي اوباش لباس شخصي بوده و ربودن آنها را به شيوه هاي گانگستر مآبانه از جلسات شوراي دانشجويي که به منظور دستيابي به راه حل براي رسيدن به شيوه هاي مسالمت آميز اعتراض برگزار مي شد، باشند و دم فرو بندند. بويژه که بارها و بارها از مقامات اجرايي کشور و از آن جمله شخص آقاي خاتمي استمداد طلبيدند و پاسخي نشنيدند. تقاضاهاي به حق رهبران جنبش براي برگزاري مراسم 18 تير حتي در محيط هاي محدود دانشگاهي نه تنها مورد قبول واقع نشد، که از جانب مقامات با مخالفت جدي مواجه گرديد. جنبش دانشجويي که با تمام توان خود در حمايت جنبش اصلاحات و اصلاح طلبان درون حاکميت مايه گذاشته بود، حداقل انتظارش اين است که در لحظات بحراني از حمايت متقابل اصلاح طلبان در مقابل سرکوب اقتدارگرايان برخوردار گردد

ادامه مطلب


Thursday, July 10, 2003

درباره شيوه هاي مبارزه براي دمکراسي

از جناح هاي تندتر جنبش حمايت کنيد ولي لازم نيست که به تحميل آنها اشکال مبارزاتي خود را تغيير دهيد. نيروي وسيع شما و يافتن حداقل هاي تفاهم در هر لحظه وزنه خود را به تندترين جناح ها نيز تحميل خواهد کرد و آنها را در کنار شما قرار خواهد داد. حد اقل تفاهم جناح هاي گوناگون جنبش، بيشترين و وسيع ترين نيروها را بسيج مي کند که با کمترين هزينه ممکن، به رقيب سهمگين ترين و پر هزينه ترين ضربه را وارد خواهد آورد.

به ريزش نيروهاي وابسته به حاکميت کمک کنيد و آن را تسريع نماييد. حرکت هاي معقول، مسالمت آميز و وسيع توده اي موثرترين عامل در ريزش نيروهاي حاکميت است.

اشکال مبارزه بسيار متنوع است. از تمامي تنوع اين اشکال بهره گيريد. از کم هزينه ترين آنها شروع کنيد و قدم به قدم به پيش برويد. تمام شواهد حاکي است که اکثريت قريب به اتفاق مردم از وضعيت فعلي ناراضي و عصباني اند، ولي فضاي صميميت لازم و اعتماد لازم براي اقدام مشترک و اعتماد به نيروي مردم فراهم نيست. اين فضا که لازمه حرکت گسترده مردم دريک جنبش فراگير براي دمکراسي است جز در عرصه مبارزات فراهم نمي گردد. ابتکار عمل شما در انتخاب اشکال مبارزه به تامين اين صميميت و همکاري مشترک کمک شاياني خواهد کرد.

ادامه مطلب


Thursday, June 26, 2003

آقاي خاتمي: ما را به خير تو اميد نيست، شر مرسان!

به شما چه رفته است؟ شما که از جامعه مدني صحبت مي کرديد، شما که از دمکراسي و مردمسالاري دم مي زديد، شما که از استعفا و عدم تحمل شرايط گزافه گويي مي کرديد، چرا دم فرو بستيد؟ و از آن بدتر، با سرکوبگران و با آنها که به هيچ قانون و مرامي پايبند نيستند، هماهنگ سخن مي گوييد.

آقاي خاتمي، به ياد داشته باشيد که حمايت جوانان و دانشجويان و زنان ايران از شما در عرصه داخل کشور عامل اصلي اعتماد مردم به شما بود. اميد جوانان و نسل نو ايران به شما، اميد را در دل ديگران زنده کرد و گرنه تمام رژيم فاقد مشروعيت اعتبار بود. آنها به شما مشروعيت دادند، آنها شما را در عرصه بين المللي اعتبار بخشيدند، آنها با تمام انرژي جواني، با تمام صداقت و قلب مهربانشان اعتبار خود را در تمامي دنيا به گرو گذاشتند و شما و ساير همکارانتان را آبروي نو بخشيدند. اما امروز شما آنها را تنها گذاشته ايد، آنها را درمقابل مشتي اوباش سرکوبگر و گروهي فرصت طلب سلطنت طلب تنها رها کرده ايد، رها کردن آنها و عدم حمايت صريح و ايستادگي در مقابل ارتجاع وحشي سرکوبگر از جانب شما، پایان زندگي سياسي شماست. ديگر احتياجي به استعفا نخواهيد داشت چه کاري را پس از استعفا خواهيد کرد که اکنون نمي توانيد؟ آيا منتظريد تعدادي از اين جوانان را اعدام کنند و سپس با استعفاء خود در مجلس ختم آنها شرکت کنيد.

ادامه مطلب


Friday, June 20, 2003

انتخاب ميدان نبردباشماست، به ديگران واگذارش نكنيد!


سخني با جنبش دانشجويي درباره انتخاب عرصه نبرد و يك پيشنهاد عملي

*رهبري حرکت را بدست گيريد. نگذاريد حرکات شورشي و خود انگيخته شما را در حاشيه اين جريانات قراردهد. اگر بر اثر گسترش شورش رهبري از دست شما و جريانات وابسته به شما خارج گرديد ديگر توانايي کنترل آن را نخواهيد داشت. آنجاست که مشتي فرصت طلب و سودجو به کمک لمپن ها و عربده کش هاي چون شعبان بي مخ هاي زمان حرکت را به پيش خواهند برد و شما نيز از گردونه حذف خواهيد شد.

ادامه مطلب


Monday, June 16, 2003

هشدار به جنبش دانشجويي درباره پيچيدگي اوضاع سياسي

دانشجويان عزيز، شما که توانستيد دگم هاي سياسي مبارزه ضد امپرياليستي و مطلق بودن آن را به مثابه ارزش مطلق به نفع حاکميت دمکراسي در کشور بشکنيد. شما که شهامت سياسي آن را داريد که اسير مطلق گرايي و آرمانگرايي هاي سياسي نسل هاي گذشته نباشيد. با همان شهامت به آنها که درون شما دچار شانتاژ سياسي شده اند ندا سردهيد که روش هاي خشونت آميز به دمکراسي منتهي نخواهد شد.

شرکت وسيع و پيگير در اشکال گوناگون مبارزه مدني، طرد عناصر فرصت طلب و هشياري و آگاهي سياسي، دعوت از محافل و مجامع بين المللي براي حضور و داوري در عرصه هاي تقابل سياسي دعوت از سازمان ملل متحد براي نظارت بر اوضاع فعلي، فشار بر اتحاديه کشورهاي اروپا و محافل معقول در کنگره آمريکا، استفاده از تضاد منافع گروه هاي درگير داخلي و خارجي و پيوند با تمامي عناصر جمهوري خواه دمکرات در داخل وخارج کشور چنان نيرويي را بوجود خواهد آورد که در مقابل آن اقتدارگرايان مجبور به عقب نشيني و نيروهاي خارجي مجوزي براي دخالت نظامي نخواهند داشت.

به توانايي مبارزات مسالمت آميزخود باور داشته باشيد. تجربه شيلي، آفريقاي جنوبي، کشورهاي سابق سوسياليستي شرق اروپا، همگي نشان داده است که دمکراسي محصول شکيبايي سياسي دوستداران دمکراسي در مبارزه آنها براي آن است.

ادامه مطلب


Tuesday, June 10, 2003

جنبش اصلاحات با دوم خرداد مترادف نيست

شناخت صحيح از ريشه هاي شکل گيري جنبش اصلاحات درايران، عامل موثري در درک روند رويدادهاي اخير و تحليل نقش گروه ها و محافل سياسي در مقطع کنوني است.

ابتدا بايد بپردازيم به اينکه چه عواملي در نطفه گيري جنبش اصلاحات نقش اساسي ايفا نموده است. پذيرش اينکه پايان جنگ ايران و عراق مرحله جديدي است از تحول در جامعه ايران و پايان انتظارات مردم در تحقق بخشيدن به آمال ها و آرزوهاي معوق گذاشته شده انقلاب توسط رهبري، از اهميت خاصي برخوردار است. در دوران جنگ هرگونه سرکوب گروه هاي دگر انديش، معوق گذاشتن مطالبات اقتصادي و اجتماعي مردم و کنترل دولت در عرصه توزيع کالا اهرمهايي بود که محدوديت براي حاکميت جمهوري اسلامي در مجموع خود از آن براي کنترل جامعه استفاده نمود. با پايان جنگ ديگر بهانه اي براي کنترل و سرکوب جامعه به اشکال گذشته وجود نداشت.

ادامه مطلب


Sunday, May 25, 2003

خروج از بن بست: اتحاد فراگيربراي دمکراسي يا مداخله نظام

بطور کلي در ميان گروه ها و افراد و جريانات سياسي ايران دو گونه نگرش متفاوت براي عبور از اين بحران ارائه مي شود.

1-تحول و عبور از بن بست کنوني از بيرون جامعه و متکي به نيروي خارجي است. از اين نظرگاه، نقش مداخله نظامي خارجي و به ويژه مداخله آمريکا، عامل اصلي در تغيير حاکميت سياسي است.

2-هرگونه تحول و تغيير از درون جامعه و متکي برنيروهاي هواداردمکراسي در داخل و خارج حاکميت و ايرانيان هوادار تغييرات دمکراتيک در خارج از کشور مي باشد و کمک و حمايت مجامع بين المللي نقش ثانوي را در اين راستا ايفاء مي نمايند.

بحران دروني حاکميت جمهوري اسلامي، اعتراضات مردم و اختلافات جدي در بخش هايي از حاکميت نظام، اختلاف در حوزه روحانيت، اعتراضات سازمان يافته در محيط هاي دانشگاهي و اعتلاي جنبش عمومي مردم بر عليه اقتدارگرايان و گرايشات انحصار طلبانه و استبداد ديني در ايران، تماما بيانگر آن است که حاکميت جمهوري اسلامي در مجموع خود ديگر توانايي و اقتدار ادامه حاکميت را به گونه گذشته نداشته و طلوع جديدي در افق سياسي کشور براي عبور به يک مرحله ديگر از زندگي سياسي – اجتماعي در جامعه ايران نمايان گرديده است.

ادامه مطلب

Page 16 of 17 pages « First  <  14 15 16 17 >
من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

سوسیالیسم رویایی من ، دفتر اول در کوران مبارزه انقلابی
سوسیالیسم رویایی من ، دفتر دوم دستگیری و بازجویی
سه دهه جدال بی فرجام