گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

رضا فانی یزدی


مجموعه یادداشتها،خاطرات و نوشته های سالهای اخیر


Monday, August 06, 2007

معجزه اطاق بازجویی و کابل

ماجرای بازجویی‌های سعد

لنگان لنگان وارد اتاق شد. پاهاش تا زانو باندپیچی شده بود. اسمش رو که پرسیدم، با لهجه ‏کردی گفت "سعد".
سعد همه کارها رو روی تخت بازجویی کرده بود. کابل باز هم معجزه کرده بود و سعد هر چی رو ‏که بازجوش می‌خواست یا حتی آنچه رو که او هم انتظارش رو نداشت، با تفصیل و دقت تمام ‏داستان سرائی کرده بود. جوانی بود بیست و چهار یا پنج ساله، چهره‌ای گندمگون، قدی متوسط ‏با موهای سیاه، پاهاش البته تا کشاله‌های ران از شدت ضربات کابل از موهایش سیاه‌تر شده ‏بود. خیلی بانمک صحبت می‌کرد، لهجه شیرین کردی داشت که متاسفانه نمی‌شه روی کاغذ ‏تکرارش کرد

ادامه مطلب

Page 1 of 1 pages
من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

سوسیالیسم رویایی من ، دفتر اول در کوران مبارزه انقلابی
سوسیالیسم رویایی من ، دفتر دوم دستگیری و بازجویی
سه دهه جدال بی فرجام