من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

رضا فانی یزدی


گویند رمز عشق مگویید و نشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

استعفاء احمدی نژاد

وسوسه ای دل انگیز با پی آمدهای نامعلوم


رضا فانی یزدی
rezafani@yahoo.com
پنج شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸

پس از بیانیه هفدهم مهندس میرحسین موسوی که مورد تایید وحمایت اکثریت رهبران جنبش سبز در داخل قرار گرفت، گروه های زیادی در خارج کشور ضمن حمایت از بیانیه آقای موسوی، بند و یا بندهای دیگری را به آن اضافه نمودند.

استعفا و برکناری احمدی نژاد یکی از مواردی بود که بویژه در اکثر اعلامیه ها و اطلاعیه های خارج از کشور جای خاصی پیدا کرد و همگی خواسته ی خود را استعفا و برکناری احمدی نژاد از مقام ریاست جمهوری اعلام کردند. برکناری و استعفای آقای احمدی نژاد در شرایط کنونی از چند جهت قابل تامل و بررسی است.

یک – طی چند ساله ی گذشته شاهد بوده ایم که هرگونه خلاء قدرت توسط نظامیان و سپاه پر شده است. در تمام این دوران تجربه کرده ایم که چه در انتخابات مجلس و چه در دیگر دستگاهها و اخیرا حتی در دستگاه قضایی تعرض همه جانبه نظامیان به سمت قدرت مشهود است. کمترین خلاء قدرتی توسط محافل نظامی-امنیتی مورد تعرض قرار گرفته و پر می شود. کودتای اخیر انتخاباتی خود نیز نشانگر همین تعرض نظامیان به قدرت است و ترکیب هیات دولت آقای احمدی نژاد خود نیز بهترین بیانگر این حقیقت و تمایل تمامیت خواهان نظامی-امنیتی در تسخیر همه جانبه ی قدرت است.

در شرایط بحرانی کنونی که مکانیسم های قانونی به حالت نیمه تعطیل در آمده اند، اگر استعفای احمدی نژاد به یک واقعیت مبدل گردد، مسلما خلاء قدرت و حضور ایشان توسط محافل درجه اول و مستقیم نظامی – امنیتی پر شده و عواقب آن به احتمال زیاد بسیار زیان آور خواهد بود.

دو- در قانون اساسی پیش بینی شده که اگر رئیس جمهور به هر دلیلی – فوت، عزل، استعفا، برکناری – از این مقام کنار رود، معاون اول او با موافقت رهبری اختیارات و مسئولیت های او را بر عهده می گیرد و شورایی متشکل از رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و معاون اول رئیس جمهور موظف است که ظرف پنجاه روز انتخابات جدید را برگزار نماید.

در صورت فوت معاون اول و یا مواردی که مانع انجام وظایف از سوی وی گردد، مقام رهبری فرد دیگری را به جای او منصوب می کند (اصل 131). در اصل 132 آمده است که در مدتی که اختیارات و مسئولیت های رئیس جمهور بر عهده معاون اول و یا فرد دیگری است، وزرا را نمی توان استیضاح کرد یا به آنان رای عدم اعتماد داد و نیز نمی توان برای تجدید نظر در قانون اساسی و یا امر همه پرسی اقدام نمود.

سه - چنانکه از این دو اصل قانون اساسی بر می آید، حتی اگر در صورت استعفا و یا برکناری احمدی نژاد، قانون اجرا گردد، یا معاون اول ایشان جای او را خواهد گرفت و یا رهبر به تشخیص خود فرد دیگری را به این مقام منصوب خواهد نمود.

شرایط بحرانی کنونی مسلما چگونگی این تحول را چنانکه در قانون پیش بینی شده بر نمی تابد و به احتمال زیاد در صورت استعفای احمدی نژاد که می تواند به شیوه های گوناگون برنامه ریزی گردد، و یا حتی به شکل یک ترور و یا برکناری ایشان به بهانه رفتارهای آقای مشایی، رئیس دفتر ایشان، انجام پذیرد، نظامیان به کمک رهبری این موقعیت جدید را در قدرت به گونه ای مستقیم تحت کنترل خود در خواهند آورد.

طرح استعفای احمدی نژآد و برکناری ایشان در لحظه کنونی گرچه در نگاه اول یک شعار رادیکال ویک وسوسه ای دل انگیز و خوشایند برای بسیاری از حامیان جنبش سبز است، اما یکی از راههای حضور نظامیان در تسخیر کامل قدرت بوده که می تواند در طرح های آینده به شکل های گوناگون مهندسی شده و اجرایی گردد.

مسلما استعفا یا برکناری احمدی نژآد از آنجا که ایشان نیز از حمایت چندین میلیون رای در دوره گذشته و انتخابات کنونی در دوره دهم برخوردار بوده اند، فضای بحرانی لازم را برای کودتاچیان فراهم خواهد کرد که آخرین مرحله از طرح عملیات کودتایی خود را برای تعطیل دیگر نهادهای قدرت فراهم نمایند.

نهادهایی چون مجمع تشخیص مصلحت نظام که تعداد قابل توجهی از اعضای آن مخالف جناح نظامی – امنیتی بوده و ریاست آن با آقای هاشمی است. همچنین مجلس خبرگان و حتی مجلس شورای اسلامی که هنوز بخش قابل توجهی از نمایندگان اصلاح طلب و اصولگرای معتدل را در خود دارد، در شرایط کنونی چون خاری در چشم کودتاگران و اطرافیان بیت رهبری بوده که در یک شرایط بحرانی و در اولین فرصت ممکن فرمان تعطیلی و تصفیه ی همه آنها در دستور قرار خواهد گرفت.

استعفا و یا برکناری ناگهانی احمدی نژاد در شرایط کنونی و بحرانی کردن اوضاع سیاسی کشور بهترین بهانه لازم برای تعطیلی نهادهای قانونی موجود و تصفیه ی همه جانبه ی رقبای سیاسی را فراهم نموده و به بسته شدن هرچه بیشتر فضای سیاسی در کشور منجر خواهد شد.

نگاهی به تجربه کودتاهای نظامی و و در پی آن، تعطیلی همه دیگر نهادهای قانونی و حقوقی در کشورهای همسایه چون پاکستان و ترکیه در چند دهه گذشته تجربه آموزنده ایست که نباید از آن غافل شویم.

ایجاد خلاء سیاسی در قدرت در شرایط کنونی که امکانات جایگزین کردن آن توسط نیروهای دمکرات و یا غیرنظامی قانون گرا موجود نیست، عملا موجبات تسخیر همه جانبه قدرت نظامی در کشور را توسط باندهای نظامی –امنیتی فراهم می آورد.

رهبران سیاسی و بویژه رهبری جنبش سبز و شخصیت های پیرامونی آنها باید با دقت شعارهایی را طرح نمایند که تحقق این شعارها به تقویت و استمرار هر چه بیشتر جنبش دمکراتیک مردم ایران منجر گردد. تکیه بر شعار استعفای احمدی نژاد به عنوان شعار اصلی جنبش با توجه به عواقب نا معلوم آن ، امکان مانور را برای حاکمیت فراهم می آورد که با حذف احمدی نژاد، با آینده ی جنبش بازی کند. در چنین وضعیتی، نه تنها جنبش شعار اصلی خود را از دست داده و خلع سلاح می شود، بلکه نظامیان نیز با استفاده از خلاء قدرت، فرصت دردست گرفتن قدرت کامل را در اختیار خواهند داشت.

شاید دقیقا به همین دلیل است که در بیانیه آقای موسوی مساله ی استعفای آقای احمدی نژاد هوشیارانه مطرح نشده و ایشان با دقت بند هایی را برای پیش برد مذاکرات مطرح کرده اند که کمترین خلاء به نفع نظامیان به وجود نمی آورد و بیشترین تاکیدشان بر تقویت جنبش سبز و ایجاد فضای تنفس و استمرار و گسترش جنبش در مقابل قدرت موجود می باشد.

با احترام
رضا فانی یزدی
۲۸، ژانویه ۲۰۱۰

تعدادی از آخرین یادداشت ها