من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

رضا فانی یزدی


گویند رمز عشق مگویید و نشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

اعدام نقض آشکار حقوق بشر است

به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو مجازات اعدام


مجازات اعدام یا قتل نفس عامدانه، میراثی است باقیمانده از خشن ترین انواع مجازات ها که از دوران ابتدایی زندگی بشری برای ما همچنان باقی مانده است.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران با استناد به قانون قصاص اسلامی وعلم قاضی، قتل نفس شهروندان را قانونی و شرعی قلمداد نموده و روزانه به صدور و اجرای احکام اعدام در سراسر کشور مبادرت می کند.

در جمهوری اسلامی ایران طی سی سال گذشته هزاران نفر به اعدام محکوم شده و هنوز هم می شوند. احکام اعدام متاسفانه در مورد محکومین در بیشتر موارد اجرا گردیده است. جمهوری اسلامی ایران که مدعی رافت و شفقت اسلامی است با اعدام شهروندان خویش در تمام سالهای گذشته گوی سبقت را از بسیاری از کشورهایی که هنوز در آنها اعدام ملغی نشده است ربوده و همچنان در رتبه بالای کشورهایی است که بیشترین تعداد از شهروندان خود را سالانه اعدام می کند.

جمهوری اسلامی ایران در سال گذشته نیز پس از جمهوری خلق چین با اعدام بیش از ۲۵۰ نفر مقام دوم را از آن خود کرد. این در حالیست که در بیشتر از ۹۰ کشور جهان مجازات اعدام به کلی لغو گردیده و در ۱۱ کشور به جز در مورد جنایات دوران جنگ، مجازات اعدام در هیچ مورد دیگری صورت نمی گیرد. علاوه بر این در ۳۰ کشور دیگر جهان نیز طی ۱۲سال گذشته در هیچ موردی مجازات اعدام به کار گرفته نشده است یعنی که در ۱۳۱ کشور عملا اجرای مجازات اعدام به کلی متوقف شده است.

با توجه به آمار جرم و جنایت در مقایسه بین ۱۳۱ کشورفوق الذکر با کشورهایی که هنوز به صدور حکم اعدام اقدام نموده و عملا شهروندان خود را به قتل می رسانند می توان نتیجه گرفت که هیچ دلالتی بر کاهش جرایم مشابه در گروه کشورهایی که اعدام می کنند وجود ندارد.

در بسیاری از موارد از جمله در کشورهای بسیار پیشرفته اقتصادی و با نظام های سیاسی مشابه دمکراتیک، به عنوان مثال در مقایسه ایالات متحده امریکا با کشورهای اروپایی و کانادا، با وجود اینکه در ایالات متحده مجازات اعدام وجود دارد و در سالهای اخیر دهها نفر اعدام شده اند شاهدیم که بطور نسبی میزان جرائم و جنایات در این کشور نسبت به کشورهای اروپایی و کانادا و حتی بسیاری از کشورهای دیگری که از نظر اقتصادی و رفاه اجتماعی در شرایط بسیار پایین تری نسبت به امریکا قرار گرفته اند ولی حکم اعدام در آنجا لغو شده است، میزان جرائم و جنایات به مراتب بیشتر بوده و حتی از نظر تعداد زندانیان نیز ایالات متحده رکورد دار می باشد.

پس اعدام نه تنها به کاهش جرم و جنایت منجر نگردیده که شاید اگر به عواقب و آثار اجتماعی آن در جامعه و از جمله در روانشناسی بازمانده قربانیان اعدام توجه شود شاید خود دلیلی برای افزایش میزان جنایت و جرم باشد. پس اگر هدف از اجرای مجازات، کاهش میزان ارتکاب جرم و تنبیه مجرم باشد، دست کم در مورد اول، یعنی کاهش جرائم، اجرای حکم اعدام کمترین تاثیری در این زمینه نداشته است.

اما در مورد دیگر یعنی تنبیه مجرم نیز هیچ دلیلی وجود ندارد که به پشتوانه آن بتوان از اجرای حکم اعدام به عنوان وسیله ای برای تنبیه مجرم دفاع نمود. از آنجا که مجرم پس از انجام مجازات اعدام، دیگر نیست و نابود می شود و دیگر امکان انجام عمل مشابه را پس از تحمل مجازات پیدا نمی کند، پس نمی توان گفت که مجرم پس از تحمل مجازات متنبه شده و در شرایط مشابه دیگر در آینده به دلیل ترس از مجازات متوسل به جرم مشابه نمی شود. این در حالیست که در مطالعات و تحقیقات جرم شناسی و رابطه جرم و مجازات مجرم در تمام دیگر اشکال مجازات ها می توان درجه تاثیرگذاری نوع مجازات را بر رفتار مجرم اندازه گرفت. ولی در رابطه با اعدام از آنجا که میزان تاثیرگذاری مجازات بر مجرم پس از انجام عمل اعدام به دلیل مرگ مجرم کاملا ناشناخته باقی می ماند پس نمی توان از درجه تاثیرگذاری مجازات بر تغییر رفتار مجرم در آینده آگاهی یافته و متناسب با این تاثیرگذاری در اندازه مجازات در رابطه با جرم ها تجدید نظر کرد.

افزون بر این بحث که خود موضوع مطالعه و مطلب دیگری است مجازات اعدام از جهتی دیگر فقط مجازات مجرم نیست. با اعدام و پایان دادن به زندگی یک انسان، انسانی که فرزند، یا برادر و خواهر، یا همسر و یا پدر و مادر انسان های دیگر است و یا به عنوان عضوی از جامعه انسانی ماست، همه به گونه ای مجازات می شوند. فرزندان او در صورتیکه او فرزندی داشته باشد، پدر یا مادر خود را برای همیشه از دست می دهند. همسر او داغدار از دست دادن همسر، و پدر و مادر او همیشه داغدار از دست دادن فرزند خود خواهند ماند. جامعه نیز عضوی از اعضای خود را جدای از اینکه توانایی ها و استعدادهای آن عضو چه می باشد و چه اندازه برای رشد و تربیت او هزینه کرده است را برای همیشه از دست خواهد داد. بد تر از همه اما این است که این خسارت جبران ناپذیر است. یعنی اگر اشتباهی در شناسایی جرم و یا به دلایلی در صدور حکم مجازات اعدام انجام گرفته باشد این اشتباه از آن جهت که بازگشت زندگی و حیات انسان پس از مرگ او غیرممکن می باشد، قابل جبران نبوده و هیچ راهی برای پرداخت غرامت و یا اعاده حیثیت از متهم باقی نمی ماند و متهم در موقعیت مجرم برای ابد مجازات شده است در حالیکه در تمام موارد دیگر مجازات میتوان در صورت اشتباه، مجازات را بسنده کرده و بابت گذشته غرامت پرداخت و از متهم برای اتهام ناروای به او اعاده حیثیت نمود و جبران مافات کرد. علاوه بر این در تمام موارد دیگر مجازات بجز متهم که تحمل مجازات می کند، دیگران مستقیما مورد مجازات قرار نمی گیرند.

به عنوان مثال، فرزند فرد مجرمی که به دلیل ارتکاب جرم معینی به زندان محکوم گردیده است، به دلیل جرم پدر و یا مادر خود مجازات نمی شود، مجازاتی که برای همیشه او را بدون پدر و مادر کند و حتی امید و امکان بازگشت آنها را هم دیگر نداشته باشد.

در بسیاری از کشورها که از یک نظام حمایت اجتماعی و رفاه برخوردارند، در صورت ارتکاب جرم والدین و زندانی شدن آنها در حقیقت جامعه و دولت نقش پدر و مادر را در حمایت روزانه در امور زندگی بر عهده گرفته و عملا فرزندان مجرمین به دلیل جرم والدین خود مجازات نمی شوند. پدر و مادر در جایگاه عاطفی پدر و مادر زنده اند، ولی در زندان بسر میبرند و نقش نان آوری آنها را در دوران غیبت ، دولت و جامعه به عهده می گیرد. پس فقط مجرم است که مجازات می شود و پس از پایان مجازات و یا احیانا تخفیف در زمان و اندازه مجازات و یا در صورت اثبات اشتباه در صدور حکم، فرد مجرم و یا متهم به خانواده و جمع دوستان خود و جامعه باز می گردد.

بسیاری از مجرمین حتی در دوران تحمل مجازات در صورتی که اعدام نشوند این امکان را دارند که از توانایی های حرفه ای و استعدادهای خود برای باز سازی و کمک به خود، خانواده و جامعه سود برده و پس از اتمام دوره مجازات حتی گاه در موقعیت شهروندی جدید نقش بازدارنده در جرائم را ایفا نمایند.

در بسیاری از موارد، اعضای گروههای مقابله با اعتیاد، دزدی و دستجات جنایتکار و باندهای خرید و فروش مواد مخدر و فحشا کسانی هستند که خود در گذشته مرتکب جرایم مشابه شده و در دوران تحمل مجازات متنبه گردیده و تصمیم گرفته اند که به اشکال مختلف مانع از تکرار تجربه های تلخی که خود از سرگذرانده اند برای دیگران باشند.

اعدام اما پایان زندگی است. دولت ها و نهادهای دولتی و قضائی هیچ حقی ندارند که مهمترین حق بشری را که حق حیات و زندگی است را از فردی سلب نمایند. وظیفه دولت ها در تمام شرایط دفاع از حقوق بشری است که مهمترین آن حق حیات و زندگی برای تک تک افراد و شهروندان در یک جامعه است.

حق حیات و زندگی را نه دولتها و نه شهروندان یک کشور به یکدیگر داده اند که در شرایط دیگری بخواهند آن را پس بگیرند.
اعدام نقض آشکار حقوق بشر است. متاسفانه هنوز در ۵۶ کشور جهان از جمله کشور ما ایران هر ساله صد ها نفر تحت عنوان مجازات اعدام به قتل میرسند.

با احترام،
رضا فانی یزدی
۲۲ مهر ماه ۱۳۹۰

rezafani@yahoo.com


تعدادی از آخرین یادداشت ها