من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

رضا فانی یزدی


گویند رمز عشق مگویید و نشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

دوستان اصلاح طلب، از مردم بپرسيد که چه بايد کرد

چندي است بحث پيرامون استعفا يا خروج از حاکميت از جانب دوستان اصلاح طلب درون حاکميت مطرح شده است. ولي گويا اين دفعه بر خلاف وعده هاي اصلاحات، که در حد وعده باقي ماند، تصميم به استعفا و خروج از حاکميت در شرف عملي شدن است.

در صحبت قبلي اشاره کردم که استعفا و خروج از حاکميت اشتباهي جبران ناپذير است. دوستان عزيز، هنوز به زندان نرفته تواب شده ايد.

شما که بحث دمکراسي را در جامعه شروع کرديد، شما که به مردم وعده داديد فضاي سالم تصميم گيري جمعي را محترم مي شماريد، شما که سالها روش چانه زني در بالا و نه فشار از پايين را در پيش گرفتيد. چگونه است که اولين اصل دمکراسي را فراموش کرده ايد.

شما به عنوان نمايندگان منتخب مردم با راي آنها به مجلس رفتيد. مردم به حرف هاي شما باور کردند، آنها تصور کردند آنجا که از وکالت سياسي صحبت مي کنيد و بيان منافع آنها را مقدم بر تصوير بيروني خود مي گذاريد، در صحبت خود صميميت و صداقت داريد.

چه شده است که بدون مشورت با موکلين خود تصميم به استعفا گرفتيد؟ مگر نمايندگي را خودبدست آورديد که اينک خود از آن صرف نظر مي کنيد.

شما وکيل مردميد، اگر مشکلي است که هست به موکلين خود مراجعه کنيد، از آنها کمک بخواهيد، مشکلات را با آنها در ميان بگذاريد. بگوييد چه مي خواهيد و چه کساني مانع هستند. مردم شما را انتخاب نکردند که به «چانه زني در بالا» براي رسيدن به مقامات بالاتر دست يابيد. مردم شما را وکيل خود کردند و بر اين باور بوده و هستند که شما قرار است که مشکلات مملکت را حل کنيد.

هيچ کس و هيچ نيرويي تصور حل مشکلات جامعه ايران را در يک دوره کوتاه مدت معقول نمي داند، مگر در خواب و رويا.

ولي شما چه کرديد؟ کي و کجا به مردم و موکلان خود گزارش کار داديد؟

آنها که به دمکراسي به مفهوم برتري خرد جمعي اعتقاد دارند، آنها که دمکراسي را مشارکت تک تک آحاد مردم در تعيين سرنوشت خود مي پندارند، قرار نيست که مشکلات را به تنهايي حل کنند. تصور اينکه با چانه زني در بالا و تامين مقامات درجه اول حکومتي مي توان به حل مشکلات مردم نائل آمد تصوري است است که ولي فقيه ارائه مي کند.

شما اگر به خرد جمعي قائل هستيد، شما اگر به راي مردم و مشارکت آنها در تعيين سرنوشت خود واقعا معتقديد، به راي مردم مراجعه کنيد. حتي براي استعفا بايد به راي موکلان خود مراجعه کنيد.

شما حق نداريد مردم را خلع سلاح کنيد و تمام عرصه قدرت سياسي را به اقتدارگرايان واگذاريد.

دوستان عزيز، چنين خطايي در خاطره تاريخ ملت ايران از شما نه به عنوان انسان هاي پاکي که نخواستندبا اقتدارگرايان هم کاسه باشند، که به عنوان افرادي فرصت طلب و خيانتکار به خاطر خواهد گذاشت.

کمي فکر کنيد، از مصونيت سياسي و پارلماني خود استفاده کنيد و به ميان مردم برويد، حداقل کارزار استعفاء خود را با حرکتي سازمان يافته به درون مردم ببريد.

برويد در مساجد، کارخانه ها، دانشگاهها، مردم را به سرسراي مجلس دعوت کنيد. به درون واحد هاي نظامي سپاه و ارگان هاي بسيج و دادستاني ها برويد. با همه صحبت کنيد، با همه مشکلات را درميان بگذاريد، بگوئيد براي آنها چه مي خواهيد، بپرسيد از مردم که آنها از شما چه مي خواهند، بپرسيد چه کسي بايد استعفا کند. بپرسيد چه بايد کرد، اگر به مشارکت مردم اعتقاد داريد.

شما از چانه زني در بالا خسته شده ايد، چرا به فشار از پائين که هميشه فراموش کرديد رو نمي آوريد؟ چانه زني در بالا را به عهده وقتي بگذاريد که مردم از شما بخواهند، اول از همه، مردم را در جريان بگذاريد.

از چه مي ترسيد؟ از اينکه در گذشته با برخي از اين آقايان هم کاسه بوده ايد، مردم آن گذشته را با حرکات چند ساله شما، با اعتماد به شما و ريختن ميليونها راي در صندوق هاي انتخاباتي بر شما بخشيدند. نه اينکه فراموش کرده اند، فقط بخشيده اند.

همه ما چه در داخل حاکميت و چه در خارج از آن، چه با شعارهاي چپ انقلابي و چه با تبسم هاي مهربانانه مذهبي، همه اشتباه کرديم. نتيجه همه اين اشتباهات بحران کنوني است. خروج شما از حاکميت به چهره آينده شما کمک نخواهد کرد. شما امروز در بهترين شرايط براي کمک به آينده کشور هستيد. شما بخشي از ارکان نظام را در دست داريد. اگر امروز موفق به انجام کاري نشويد، پس از استعفا هيچ کاري نخواهيد کرد. نه تنها کاري نخواهيد کرد که خود خوب مي دانيد، بلکه مردم نيز دگر باره به شما اعتماد نخواهند کرد.

استعفاء شما هيچ حرکت جدي در جامعه ايران در پي نخواهد داشت. شما با استعفاء خود پايان دفتر زندگي سياسي خود را امضاء خواهيد کرد.

اين نه به مفهوم اينست که جنبش دمکراسي خواهي در ايران با شما بسته خواهد شد، ولي بپذيريد که به آن ضربه سختي خواهيد زد و در آينده پاسخگو خواهيد بود.

آنچه در خاطره تاريخي مردم ما از شما باقي مي ماند فقط آن دوراني است که در حاکميت شريک اقتدارگرايان بوديد: در رهبري سپاه پاسداران، معاونت وزارت اطلاعات و ساير وزارت خانه ها و يا بخشي از نظام.

گروه عظيمي از شما دوستان از ابتداء انقلاب در راس کارها بوده ايد، در دوره هاي سرکوب و خشونت مسئوليت داشته ايد. در تحکيم و استقرار نظام و تحکيم موقعيت افرادي چون هاشمي رفسنجاني و خامنه اي در جريان درگيري هاي دروني، نقش موثر ايفاء نموده ايد. امروز مسئوليت داريد که به عنوان نماينده ملت تا آنجا که برايتان ممکن است با جريان اقتدارگرايي که بخشا از ياران قديمي شما بوده اند، مقابله نماييد. مردم در کنار شمايند اگر خود بخواهيد، اگر به آنها اطمينان و اعتماد کنيد.

دوستان گرامي، اگر مي بينيد پس از پنجاه سال هنوز مرحوم دکتر مصدق قهرمان ملي ماست، اگر هنوز همه ما و شما از او به عنوان رهبر ملي نام مي بريم، تنها به اين دليل است که ايستادگي کرد. استعفاء مصدق فرار شاه را به دنبال داشت و او خوب مي دانست که چه مي کند.

استعفاء شما تحکيم موقعيت خامنه اي است و ارتجاع حاکم.

شما در درون خودتان از اقتدارگرايان بريديد، با گذشته خود تصفيه حساب کرديد، ولي مردم از شما مي خواهند که با ايستادگي در مقابل ارتجاع حاکم به مردم بپيونديد و مردم رابه اقتدارگرايان تسليم نکنيد. دست دوستي ديگران را بفشاريد، شجاعت داشته باشيد.

استعفا شما شجاعت و ارداه شما براي ادامه مبارزه نيست، تسليم شماست!

اگر فکر مي کنيد که تنها راه باقي مانده تهاجم نظامي آمريکاست، سخت در خطائيد. از شما نزديک تران به آمريکا بسيارند، سلطنت طلبان و مجاهدين و فرصت طلبان سياسي همين اکنون دادگاه هاي شما را تدارک ديده اند.

استقامت و ايستادگي شما در جبهه دمکراسي و همکاري شما با جريانات واقعا طرفدار دمکراسي خارج از حاکميت و تامين جبهه وسيع مردمي در داخل کشور تنها تضمين براي عبور از بحران کنوني و حفظ سرمايه هاي آينده کشور که شما بخشي از آن هستيد، مي باشد.

دوستان، اشتباه نکنيد!

شما سالها زحمت کشيديد، زجر ديديد، اتهام گرفتيد، امروز محصول همه آنها را به باد ندهيد. بمانيد، به ميان مردم برويد و از آنها بپرسيد که چه بايد کرد.

تعدادی از آخرین یادداشت ها