من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

رضا فانی یزدی


گویند رمز عشق مگویید و نشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

سخني با دانشجويان: چرا به نظاره نشسته ايد؟

دوستان دانشجو و جامعه دانشگاهيان کشور:

جنبش دانشجويي کشور و جامعه دانشگاهيان در سالهاي اخير هميشه در پيشاپيش حرکت اصلاح طلبانه براي دمکراسي و آزادي مبارزه کرده است. از 16 آذر گرفته تا 18 تير، از حمايت از جنبش ملي به رهبري دکتر مصدق گرفته تا جنبش اصلاح طلبانه 2 خرداد به رهبري آقاي خاتمي، از تحصن و اعتراض به قتل دکتر نجات اللهي استاد دانشگاه در دوران انقلاب گرفته تا محکوميت به اعدام هاشم آغاجري.

شما هميشه نشان داده ايد که نه تنها در کنار جنبش مردم که از اولين پيشگامان آن بوده و هستيد، شما که توان سازماندهي آن حرکت ها را داشته ايد، شما که صداي اعتراض به صدور حکم اعدام آغاجري را به گوش جهانيان رسانديد، شما که با حيثيت و اعتبار و صفاي باطن خود، جنبش اصلاح طلبانه را اعتبار و قوت بخشيديد، شما که فرياد جبهه واحد دمکراسي خواهي را اول از همه عليرغم فشارهاو تهديدات و هزينه هاي گزاف از درون فرياد کرديد، شما که نمايندگانتان همچون حقيقت جو ها، فرياد حقانيت و بيان حقايق جامعه اند، شما که تحول و تغيير، دمکراسي و آزادي، تمناي ذاتي شماست،
چرا امروز که نمايندگان ملت، گرچه بقول مومني «ديرشده» اما درگير اساسي ترين نبرد سرنوشت ميان طالبان و دمکراسي هستند، به نظاره نشسته ايد؟

تحصن نمايندگان مجلس، تهديد وزراي کابينه و استانداران و فرمانداران و معاونين وزرا و روساي دانشگاه هاي کشور به استعفاء و پرهيز از همکاري آنها با گرايش اقتدارگراي کودتاچي درون حاکميت، به جرات جدي ترين حرکت اعتراضي است که پس از انقلاب بهمن در سطوح گوناگون دولتي و غيردولتي حاکميت اقتدارگراي جمهوري اسلامي را به تقابل فراخوانده است. بحران سياسي حاصل از اين تعرض اجتماعي اگر همراه با حمايت وسيع مردم و ازآن جمله شما دوستداران واقعي دمکراسي گردد، قادر خواهند بود که جدي ترين و سهمگين ترين ضربه را به پيکر استبداد ديني در کشور وارد نمايد.

تاريخ در کشور ما بار ديگر تکرار مي شود، شکست نهضت ملي به رهبري دکتر محمد مصدق، و نقش حزب توده ايران.

بي مهري اکثريت جريانات و افراد به دولت ليبرال مهندس مهدي بازرگان، تحت عناوين سازشکاري، عدم قاطعيت، حل و فصل مسائل به شيوه کدخدا منشي و از اين قبيل، آنچه براي ما برجاي گذاشت حاکميت دو دوره 25 ساله استبداد بود که هنوز جامعه از آن رنج برده و التيام نيافته است.

اين بار اين فرصت تاريخي را بکوشيم که نسوزد! اگر چه دير شده، اما هنوز نسوخته است، اراده همه ما، همدلي همه ما، آرزوهاي مشترک همه ما مي تواند حتي در آخرين لحظات به بسيج و سازماندهي چنان نيرويي مبدل گردد که حماسه اي بزرگتر از 30 تير، 22 بهمن، يا 2 خرداد بيافريند.

خشونت در لحظه کنوني خواست گرايش اقتدارگرا و بهانه اي است که آنها براي سرکوب وحشيانه تحصن نمايندگان به آن نيازمندند. شما با پرهيز از درگيري هاي اجتماعي و انتخاب شيوه هاي مسالمت آميز و در عين حال بسيج کننده در دانشگاه هاي سراسر کشور مي توانيد حمايت ملي را در همبستگي به اعتراض نمايندگان ملت سازماندهي کرده و آغازگر حرکت ملي باشيد.

شيوه برخورد و نوع حرکت هاي اعتراضي شما در اين لحظه مي تواند سرنوشت ساز بوده و در شکست و يا پيروزي اين اعتراض ملي تاثير حياتي داشته باشد. نيروهاي خود را نه به قتلگاه که به عرصه هاي مقابله اي بسيج نماييد که حمايت همه مردم، بخشي بزرگ از حاکميت و تمامي محافل بين المللي دوستدار تحول در ايران و کليه فعالين سياسي در داخل و خارج از کشور حامي و پشتيبان آنند.

حمايت يکپارچه و حضورسازمان يافته شما در کنار نمايندگان متحصن، به عنوان يک نيروي مرجع، به تشويق و حضور اقشار وسيع تري از جامعه منجر شده و يک بار ديگر بلوغ سياسي و حضور آگاهانه شما را در رهبري سياسي جامعه به نمايش خواهد گذاشت.

با احترام،
رضا فاني يزدي
4 بهمن 1382

تعدادی از آخرین یادداشت ها