من هنوزم ز تو آن خاطره‌ام مانده بجا

رضا فانی یزدی


گویند رمز عشق مگویید و نشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می‌‌کنند

عزل و نصب مراجع دینی

سرنوشت مراجع دینی و حکومت اسلامی

رضا فانی یزدی

rezafani@yahoo.com

وای به حال ملتی که امثال حسین شریعتمداری ها برایش تصمیم به عزل و نصب مراجع دینی و معنوی اش بگیرند.

روزگاری بود که مقتدرترین پادشاهان در کشور ما - از جمله، مقتدرترین پادشاه دوره صفوی، یعنی شاه عباس کبیر که اعقاب او از قضا اولین حکومت دینی شیعه را پایه گذاری کردند و به شیعه و شیعه گری در کشور ما رونق بخشیدند و در پناه آنها بزرگترین علما و مراجع دینی شیعه امکان درس و وعظ و خطابه پیدا کردند –تواضع زیاده از حد و احترام فراوان به علما و مراجع مذهبی را بر خود واجب می داشتند. شاه عباس صفوی نامه های خود را که به شیخ بهایی و صدر المتالهین شیرازی از مراجع زمان خود می نوشت اینگونه امضا می کرد:
"کلب درگاه شما، عباس"

کلب به معنی سگ است.

نه شاه عباس تصور می کرد و نه مراجع که روزی حکومتی دینی به نام جمهوری اسلامی ایران در آن آب و خاکی که شاه عباس اصفهانش را نصف جهان کرده بود، علما و مراجع دینی را کلب درگاه حکومت کنند.

هنوز سه دهه بیشتر از عمر نظام اسلامی نگذشته است. در این سه دهه بزرگترین جفاها به نام حکومت دین به مراجع دینی در این مملکت رفته است. روزی وزیر اطلاعات آن آقای ری شهری سیلی بر گوش مرجع تقلید شیعیان، آیت الله شریعتمداری، نواخت و او را وادار به مصاحبه و "اعتراف" به خیانت به کشور کرد، و روزی دیگر آیت الله العظمی قمی که سالها رنج تبعید و دربدری را در حمایت از آیت الله خمینی متحمل شده بود به بهانه مخالفت با ولایت فقیه پس از استقرار نظام اسلامی به حبس خانگی فرستاده شد.

کمی بعد نوبت به آیت الله خویی رسید. او که یکی از بزرگترین مراجع شیعیان در عصر حاضر بود، متهم شد که دیانت او عین سیاست آقایان نبوده و همین کافی بود که درباریش خوانده و با سکوت طردش کنند.

سپس نوبت آیت الله مرعشی شد.

چندی نگذشته بود که دامن امید امت و امام، آیت الله منتظری، را در آتش خشم و کینه خود گرفت و ایشان را روانه حبس خانگی کرد و افراد خانواده و نزدیکان ایشان را قربانی کردند و درب خانه اش را جوش دادند و پنجره های خانه اش را میله کشی کردند و مشتی اوباش را به نام حمایت از ولایت فقیه به اطراف خانه ایشان فرستادند وبه خانه و کاشانه ایشان سنگ پرانی کردند.

آیت الله سیستانی را که پس از فاجعه عراق به یگانه رهبر توانای دومین کشور شیعه مبدل شده بود و از قضا نسخه جمهوری اسلامی و حکومت ولایت فقیه را برای عراق نمی پسندید، انگلیسی خواندند.

اما هنوز کار به عزل و نصب مقام مرجعیت نکشیده بود. گرچه مراجع را بدنام می کردند و بنگاه های لجن پراکنی آنها از جمله کیهان شریعتمداری از بیان کمترین زشتی در گفتار و تحریک برعلیه مراجع کوتاهی نمی کردند، اما عزل و نصب مراجع هنوز در دستور کار آقایان نبود.

هنوز گویا حکومت ادعای اسلامیت داشت و مرجعیت منزلتی و مقامی.

با ظهور باندهای اطلاعاتی در حلقه های تصمیم گیرنده نظام و حذف بخش قابل توجهی از روحانیون درجه اول در سطوح بالای نظام، اینک دور به دست اطلاعاتی های تازه عمامه به سرگذاشته رسیده است. پادوهای دستگاه اطلاعاتی که هیچ معلوم نیست در طول سی سال گذشته که تحت عنوان سربازان گمنام امام زمان فعالیت اطلاعاتی می کردند، حالا چگونه و در کدام حوزه های دینی به درجات حجت الاسلامی و آیت اللهی رسیده اند، یکباره غضب بر آیات عظام گرفته و اینبار نه تنها بدنام ساختن، که حذف و عزل و نصب را پیشه کرده اند.

درست است که شیخ یزدی به قول از جامعه مدرسین عزل مقام مرجعیت آیت الله العظمی صانعی را اعلام کرده است، ولی کافی است سری به آرشیو حسین شریعتمداری در کیهان بزنید و ببینید که عزل آیت الله صانعی را چه کسانی و ازکی و کجا شروع کرده اند.

آیت الله صانعی سالهاست که مورد غضب دارودسته شریعتمداری هاست و اولین قربانی هجوم این دارو دسته، ولی مسلم اینست که آخرین آنها نخواهد بود. فردا نوبت آیت الله بیات زنجانی و موسوی اردبیلی خواهد بود و کم کم همه کسانی را که حاضر به پذیرش جایگاه کلب در درگاه آقایان نباشند.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با این عمل خود نشان داد که به کلب دستگاه حکومتی تبدیل شده و اوامر دستگاه های اطلاعاتی از جمله حاج حسین شریعتمداری را بازگو می کند.

گرچه هنوز تنی چند از آقایان چون آیت الله جوادی آملی و مکارم در این گونه موارد حساب خود را از جامعه مدرسین جدا کرده و حاضر نیستند که سربرآستانه ی درگاه حکومت اطلاعاتی-امنیتی گذارده و برای ایشان چون دیگران عوعو نمایند، ولی مایه تاسف است که روحانیت شیعه درست در عصری که به نام او حکومت می کنند چنین ذلیل و به خفت افتاده باشد.

تاریخ کشور ما به یاد ندارد که علما و مراجع دینی تا این اندازه عنان اختیارشان در دست دستگاه های اطلاعاتی و حکومتی باشد آنهم حکومتی که به نام اسلام و دین خواهی دیروز خلع لباسشان میکرد و به حبس خانگیشان می فرستاد امروزاز مرجعییت عزلشان می کند و فردا بعید نیست که بر سر آقایان کلاه بوقی گذشته وبر الاغ بنشانندشان و در خیابانها شهر برای عبرت دیگران به نمایششان بگذارند.

شاید این هم یکی از همان خطراتی است که ادغام دین و حکومت برای ارباب دین به همراه دارد

بی جهت نیست که بزرگترین علما دینی و مراجع بزرگ شیعه چه قدیم ترها (شیخ مرتضی انصاری ) و چه در عصر حاضر (آقایان بروجردی،خوئی،شریعتمداری،سیستانی، مرتضی حائری یزدی فرزند آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه علمیه قم و آقای مکارم شیرازی در مباحثات اولیه در مجلس خبرگان و حتی آقای منتظری پس از تجربه حکومت دینی و ولایت فقیه که خود از مروجین آن بود ) هر کدام به درجاتی مخالف دخالت در سیاست بوده و با تئوری ولایت فقیه از آن جهت که بیشتر به بی اعتباری دین و مقام روحانیت دینی و مرجعیت می انجامد مخالفت کرده و از آن دوری جسته و می جویند.

با احترام،
رضا فانی یزدی
پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸

تعدادی از آخرین یادداشت ها